پنجشنبه هفتم آبان 1388
پر از حرفم ... میخوام فعلا اينجا باشم
و با کسائی که دوسشون دارم
کسائی که میخوام برام کامنت بذارن ...
که کامنتاشون خوشحالم میکنه
نه اینکه حوصله مو سر ببره
و اومدم اینجا...
سلام.......
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط : خسته دل
دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

خیلی وقته که دیگه حال نوشتن ندارم خیلی وقته که پر از حرفم و نای گفتن ندارم خسته ام اونقدر خسته که دیگه تحمل سنگینی این خستگی رو ندارم یک سال از ساخت این وب می گذره دلم می خواست خیلی از حرفا زده بشه اما تو این یک سال فقط حرفای یک روزم و گفتم امروز تصمیم گرفتم ساکت بشم و دیگه هیچی نگم این آخرین ژستیه که می ذارم بدرود
از همه شما دوستان عزیز که تو این یک سال من و تحمل کردین ممنونم امیدوارم که همتون موفق باشین .......
ای ستاره ای ستاره ی غریب !
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم؟
پس چرا خدا به داد ما نمی رسد؟
ما صدای گریه مان به آسمان رسید
از خدا چرا صدا نمی رسد......؟
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط : خسته دل
یکشنبه بیست و نهم دی 1387
درد را از هرسو نوشتم درد بود

و دل آرام گریست
آن زمانی که تو رفتی تنها
دل تنها و غریبم چه غریبانه گریست
و تو.............چرا بر غم من خندیدی
تو چرا بر دل من خندیدی؟؟؟؟؟؟؟
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط : خسته دل
شنبه چهاردهم دی 1387

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:21 بعد از ظهر توسط : خسته دل
یکشنبه هشتم دی 1387

کوچه ائی رو به .....
دروازه ائی که بن بست التماس هایم بودند
لحظه ائی درراباز کن
آرزوهایم پشت در از سرما می لرزند
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط : خسته دل
دوشنبه دوم دی 1387
خانه ام ویران است
و دلم در تب یک تنهایی
همچو موجی غمگین
رهسپار دل دریایی یک باران است
کی مرا ابر سراسر باران از غمت
خواهد شست
کاش می دانستم روزگارم ابری است
کاش می دانستم
کاش می دانستم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط : خسته دل
شنبه بیست و سوم آذر 1387

پناه می برم به خیالاتم
شاید ..........
جائی پیدا شود برای خندیدن
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط : خسته دل
شنبه شانزدهم آذر 1387

فردای وصل را به
دلم وعده داده ام
امروزها که بی تو
فردا نميشود!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:13 بعد از ظهر توسط : خسته دل