دل باخته
حرفهای نگفته من
امروز بعد از سالها برگشتم خدا می دونه تو این سالها چی گذشت شاید بازم بیام اما حالا درگیر عروسیمم پر از حرفم ... میخوام فعلا اينجا باشم و با کسائی که دوسشون دارم کسائی که میخوام برام کامنت بذارن ... که کامنتاشون خوشحالم میکنه نه اینکه حوصله مو سر ببره و اومدم اینجا... سلام....... خیلی وقته که دیگه حال نوشتن ندارم خیلی وقته که پر از حرفم و نای گفتن ندارم خسته ام اونقدر خسته که دیگه تحمل سنگینی این خستگی رو ندارم یک سال از ساخت این وب می گذره دلم می خواست خیلی از حرفا زده بشه اما تو این یک سال فقط حرفای یک روزم و گفتم امروز تصمیم گرفتم ساکت بشم و دیگه هیچی نگم این آخرین ژستیه که می ذارم بدرود از همه شما دوستان عزیز که تو این یک سال من و تحمل کردین ممنونم امیدوارم که همتون موفق باشین ....... ای ستاره ای ستاره ی غریب ! ما اگر ز خاطر خدا نرفته ایم؟ پس چرا خدا به داد ما نمی رسد؟ ما صدای گریه مان به آسمان رسید از خدا چرا صدا نمی رسد......؟ درد را از هرسو نوشتم درد بود و دل آرام گریست آن زمانی که تو رفتی تنها دل تنها و غریبم چه غریبانه گریست و تو.............چرا بر غم من خندیدی تو چرا بر دل من خندیدی؟؟؟؟؟؟؟ در حضور واژه های بی نفس کوچه ائی رو به ..... دروازه ائی که بن بست التماس هایم بودند لحظه ائی درراباز کن آرزوهایم پشت در از سرما می لرزند خانه ام ویران است پناه می برم به خیالاتم شاید .......... جائی پیدا شود برای خندیدن
![]()
![]()

![]()

![]()

صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی![]()

![]()
و دلم در تب یک تنهایی
همچو موجی غمگین
رهسپار دل دریایی یک باران است
کی مرا ابر سراسر باران از غمت
خواهد شست
کاش می دانستم روزگارم ابری است
کاش می دانستم
کاش می دانستم![]()

![]()
| Design By : RoozGozar.com |



